تبليغاتX
نون اوّل نامه.. - سر پناه

 

*"اینها را به نیت آن ننوشته ام که کسی بخواند و بر من رحمت آورد، بلکه نوشته ام که قلب آتشینم را تسکین دهم و آتشفشان درونم را آرام کنم. هنگامی که شدت درد و رنج طاقت فرسا می شد و آتشی سوزان از درونم زبانه می کشید و دیگر نمی توانستم آتشفشان درونم را کنترل کنم، آنگاه قلم بدست می گرفتم و شراره های شکنجه و درد را، ذره ذره از وجودم می کندم و بر کاغذ سرازی می کردم... و آرام آرام به سکون و آرامش می رسیدم..

خدایا! هدایتم کن! زیرا می دانم که گمراهی چه بلای خطرناکی است.

خدایا! هدایتم کن که ظلم نکنم، زیرا می دانم که ظلم چه گناه نابخشودنی است.

خدایا! نگذار دروغ بگویم، زیرا دروغ ظلم کثیفی است.

خدایا! محتاجم مکن که تهمت به کسی بزنم، زیرا تهمت، خیانت ظالمانه ای است.

خدایای! ارشادم کن که بی انصافی نکنم، زیرا کسی که انصاف ندارد، شرف ندارد.

خدیا! مرا از بلای غرور و خودخواهی نجات ده، تا حقایق وجود خود را ببینم و جمال زیبای تو را مشاهده کنم.

حدایا! پستی دنیا و ناپایداری روزگار را همیشه در نظرم جلوه گر ساز، تا فریب زرق و برق عالم خاکی، مرا از یاد تو غافل نکند.

خدایا! من کوچکم، ضعیفم، ناچیزم، پرکاهی مقابل طوفان ها هستم، به من دیده ای عبرت بین ده تا ناچیزی خود را ببینم و عظمت و جلال تو را به راستی بفهمم و بدرستی تسبیح کنم.

خدایا! دلم از ظلم و ستم گرفته، تو را به عدالتت سوگند می دهم که مرا در زمره ستمگران و ظالمان قرار ندهی.

خدایا! می خواهم فقیری بی نیاز باشم که جاذبه های مادّی زندگی مرا از زیبایی و عظمت تو غافل نگرداند.

خدایا! خوش دارم گمنام و تنها باشم، تا در غوغای کشمکش های پوچ مدفون نشوم"...

آمین..

* از مناجات های شهید دکتر مصطفی چمران(شهادت 31 خرداد60)